تلاش امروز، تضمین فردای بهتر است
ورزشی

رفیقی که برای رفیقش نوشت؛ خداحافظ عبدالله جان

باورم نمی‌شد … اما هجوم سنگین تسلیت‌ها که رسید، حقیقت مثل موجی سرد بر جانم نشست. عبدالله موحد رفت… نه فقط یک قهرمان، که افسانه‌ای از جنس غیرت و فروتنی.

دلم فشرده شد، آن‌چنان که انگار سال‌ها خاطره یک‌باره بر سینه‌ام آوار شد. تصویر روزهای دانش‌سرای عالی تربیت بدنی، هم‌کلاسی بودن با او، از برابر چشمانم عبور کرد…

ساده، بی‌ادعا، آرام… انگار نه انگار که بر بلندای المپیک و جهان ایستاده است.

او سلطان ادب بود، آمیخته با تواضع و احترام، و همین مردم‌داری‌اش بود که او را در دل‌ها جاودانه کرد. بزرگ‌مردی بود چون سرو، راست‌قامت، استوار، برآمده از مکتب اصیل پهلوانی ایران. اندوه این فقدان، نه در واژه‌ها می‌گنجد، نه در جمله‌ها آرام می‌گیرد…

تسلیت می‌گویم به مردم شریف ایران، به جامعه ورزش و کشتی و به خانواده داغدارش؛ همسر مهربان و فرزندان عزیزش.

روح بلندش در آرامش، که او از آن دست مردانی بود که رفتن‌شان هم درسی از ایستادگی‌ست…

و چه درست گفتند؛ درخت‌ها ایستاده می‌میرند.

253 258

منبع

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا